عطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 8 - الحكایة و التمثیلبخش 8 - الحكایة و التمثیلشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: افسر آریاآڈیوافسر آریاخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوافسر آریاخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآب بسیار آن یکی در شیر کردحق تعالی گاو را تقدیر کرد2نقل کریںچون بیامد سر بسوی آب بردتا که دم زد گاو را سیلاب برد3نقل کریںهرچه او صد باره گرد آورده بودجمله در یکبار آبش برده بود4نقل کریںآب چون بر شیر بیش از پیش کردجمع کرد و گاه را در پیش کرد5نقل کریںهرکه او یکدم ز مرگ اندیشه داشتچون تواند ظلم کردن پیشه داشت6نقل کریںچون براندیشم ز مردن گاه گاهعالمم بر چشم میگردد سیاه7نقل کریںلیک وقتی هست کز شادی مرگپای میکوبم ز سر سبزی چو برگ8نقل کریںزانکه میدانم که آخر جان پاکباز خواهد رست از زندان خاک◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیدلی را گفت آن پیر کهنحق بود ظالم روا هست این سخنعطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 7 - الحكایة و التمثیلاگلی نظمبر سر خاکی زنی خوش میگریستگفت مجنونیش کاین گریه زچیستعطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 9 - الحكایة و التمثیلآڈیوصداکار منتخب کریںافسر آریاآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیدلی را گفت آن پیر کهنحق بود ظالم روا هست این سخنعطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 7 - الحكایة و التمثیل
اگلی نظمبر سر خاکی زنی خوش میگریستگفت مجنونیش کاین گریه زچیستعطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 9 - الحكایة و التمثیل