صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش بیست و دوم
  4. »بخش 5 - الحكایة ‌و التمثیل

بخش 5 - الحكایة ‌و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بود دیوانه مزاجی گرسنه

در رهی میرفت سر پا برهنه

2

نان طلب میکرد از جائی بجای

هرکسی میگفت نان بدهد خدای

3

اوفتاد از جوع در رنجورئی

دید اندر مسجدی مغفورئی

4

زود در پیچید و پس بر سر گرفت

قصد بردن کرد و راه درگرفت

5

عاقبت در راه بگرفتش کسی

زجر کردش پس جفا گفتش بسی

6

زو ستد آن جامه و کردش سؤال

کاین چرا کردی بگو ای تیره حال

7

گفت هر جائی که میرفتم دمی

جمله میگفتند حق بدهد همی

8

چون شدم درمانده بی دستوریش

برگرفتم عاقبت مغفوریش

9

تا بسازد کار من یکبارگی

چند خواهم بود در بیچارگی

10

خنده آمد مرد را از کار او

برد نان و جامه را تیمار او

11

دید آن دیوانه را مردی براه

جامه در پوشید میآمد پگاه

12

گفت جامه از کجا آوردهٔ

کسب کردی یا عطا آوردهٔ

13

گفت این جامه خدای آورد راست

گفت هم اقبال و هم دولت تراست

14

زانکه تادولت نباشد ما حضر

این چنین جامه نبخشد دادگر

15

مرد مجنون گفت کو یک دولتم

کو نداد این جامه بی صد محنتم

16

تا که بر نگرفتمش ناگه گرو

نه شکم نان یافت نه تن جامه نو

17

در نمیگیرد خوشی با او بسی

تا گرو بر مینگیرد زو کسی

18

بی گرو کار تو کی گیرد نوا

جامه و نان بی گرو ندهد ترا

19

ور گرو می بر نگیری تن زند

آتشت در جان و در خرمن زند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود آن دیوانهٔ در اضطرار

در مناجاتی شبی میگفت زار

عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و دوم»بخش 4 - الحكایة ‌و التمثیل

اگلی نظم

بود صاحب عزلتی در گوشه‌ای

از جهان نه زادی و نه توشه‌ای

عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و دوم»بخش 6 - الحكایة ‌و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور