صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »آغاز کتاب
  4. »بخش 7 - فی فضیلة امیرالمؤمنین ابوبكر رضی الله عنه

بخش 7 - فی فضیلة امیرالمؤمنین ابوبكر رضی الله عنه

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

تا نبی صدیق را محرم گرفت

صبح صادق عرصه عالم گرفت

22

صبح صدق از مشرق عزت بتافت

قاف تا قاف جهان عزت بیافت

33

جملهٔ عالم ازو پر نور گشت

چشم بد یا کور شد یا دور گشت

44

صدق میبارد ز یک یک کار او

گر ندانی بحث کن اسرار او

55

چون نبی از خوان حی لایموت

در محیط صدر او میریخت قوت

66

بسته بودش هفت سقف دلفروز

کو نخوردی قوت جز تا هفت روز

77

گاه مال و گاه جان میباخت او

با رسول و با خدا میساخت او

88

مصطفا گفتا خداوند جلیل

بود و خواهد بود جاویدم خلیل

99

گر مرا بودی خلیلی جز احد

آن ابوبکر منستی تا ابد

1010

یک تجلی خلق را عام آمدست

خاص آن او را ز انعام آمدست

1111

مرده گر میرود بر روی خاک

هست از قول نبی صدیق پاک

1212

چون صفات نفس در وی مرده بود

سر بصدق زندگی آورده بود

1313

او بدین عالم نیفتاده ز خویش

جان بدان عالم فرستاده ز پیش

1414

جان او چون آن جهانی گشته بود

غرق دریای معانی گشته بود

1515

آن جهانی داشت جان تا بود او

برد هم جان همچنان تا بود او

1616

چون در آن عالم بود جان یکی

هرچه گوید صدق گوید بی شکی

1717

لاجرم پیوسته در تحقیق بود

هم خلیفه بود و هم صدیق بود

1818

جان او چون زان جهان میگفت راز

صدق او در در خلافت کرد باز

1919

فتنه کز خواب نبی بیدار شد

او بتنهایی خود در کار شد

2020

تانشاند از راه خویش آن فتنه را

دست بگشاد و ببست آن رخنه را

2121

گر نبودی صدق ورای آن امام

از مسلمانی نماندی بیش نام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون پیمبر آمد از معراج باز

عایشه گفتش که ای دریای راز

عطار»مصیبت نامه»آغاز کتاب»بخش 6 - فی الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

در شب معراج پیش ذوالجلال

مصطفا کرد از خداوند این سئوال

عطار»مصیبت نامه»آغاز کتاب»بخش 8 - فی فضایله

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور