صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش سیزدهم
  4. »بخش 4 - الحكایة و التمثیل

بخش 4 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

سایلی خفاش را گفت ای ضعیف

بیخبر ماندی ز خورشید شریف

22

ای همه روزت شب تیره شده

از فروغی چشم تو خیره شده

33

در شب تیره بسی گردیده تو

رشته تائی روشنی نادیده تو

44

گر تو با خورشید میآمیزئی

از فروغ او چنین نگریزئی

55

چند در سوراخها سازی وطن

در نگر در آفتاب موج زن

66

تا ببینی آفتاب آتشین

ذرهٔ با او شوی خلوت نشین

77

ای عجب خفاش گفت ای بیخبر

من چه خواهم کرد خورشید و قمر

88

آفتابی را که خواهد شد سیاه

وز غروبش بر لوش دادند راه

99

روی زرد و جامهٔ ماتم به بر

در تک و پوئی بمانده در به در

1010

تشنه تر از دیگران صد باره او

وز شفق آغشتهٔ خونخواره او

1111

گر چنین خورشید ناید در نظر

گو میا چون هست خورشیدی دگر

1212

تو مخسب ای مرد یک شب زنده دار

تا بشب خورشید بینی آشکار

1313

روز من ای مرد غافل هر شبست

کآفتاب ینزل اللّه در شبست

1414

چون پدید آید بشب آن آفتاب

خلق عالم را کند مشغول خواب

1515

آفتاب از عکس چندانی ضیا

روی در پوشد به جلباب حیا

1616

در گریز آید ز تشویر ای عجب

روز و شب خوش میکند از بیم شب

1717

لیک هرکو همچو من محرم بود

آفتابش در شب ماتم بود

1818

چون چنین خورشید در شب حاصلست

گر زکوری میبخسبی مشکلست

1919

من نخفتم جملهٔ شب تا بروز

گرد آن خورشید میپرم ز سوز

2020

چون نماید روی خورشید مجاز

ما بظلمت آشیان کردیم باز

2121

چون بشب نقدست خورشید اله

آن چنان خورشید دیدن نیست راه

2222

گر چو بازان همتی آری بدست

دست سلطانت بود جای نشست

2323

ور چو پشه باشی از دون همتی

همچو پشه باشی از بیحرمتی

2424

لاجرم چون پشه نقصان باشدت

بود با نابود یکسان باشدت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در رهی محمود میشد با سپاه

دید پیری پشته در بسته براه

عطار»مصیبت نامه»بخش سیزدهم»بخش 3 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

کردروزی چند سارخگی قرار

بر درختی بس قوی یعنی چنار

عطار»مصیبت نامه»بخش سیزدهم»بخش 5 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور