صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش شانزدهم
  4. »بخش 9 - الحكایة و التمثیل

بخش 9 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

کرد پیغامبر مگر روزی گذر

ناودانی گل همی در زد عمر

2

در گذشت ازوی نکرد او را سلام

از پسش حالی عمر برداشت گام

3

گفت آخر یا رسول اللّه چه بود

کز عمر می بر شکستی زود زود

4

گفت گشتی از عمارت غرهٔ

تو بمرگ ایماننداری ذرهٔ

5

تو بلاشک بیخ جانت میزنی

گر گلی بر ناودانت میزنی

6

هرکرا در گور باید گشت خاک

گل کند آخر نترسد از هلاک

7

از جهان بیرون همی باید شدن

زیر خاک و خون همی باید شدن

8

تانگردی پایمال خاک و خون

کی رود سرگشتگیت از سر برون

9

گر درختی گردد این هر ذره خاک

بر دهد هر ذرهٔ صد جان پاک

10

کس چه داند تا چه جانهای شگرف

غوطه خوردست اندرین دریای ژرف

11

کس چه داند تا چه دلهای عزیز

خون شدست و خون شود آن تو نیز

12

کس چه داند تا چه قالبهای پاک

در میان خون فرو شد زیر خاک

13

در دوعالم نیست حاصل جز دریغ

هیچکس را نیست در دل جز دریغ

14

در سرائی چون توان بنشست راست

کز سر آن زود برخواهیم خاست

15

کار عالم جز طلسم و پیچ نیست

جز خرابی در خرابی هیچ نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عیسی مریم بخواب افتاده بود

نیم خشتی زیر سر بنهاده بود

عطار»مصیبت نامه»بخش شانزدهم»بخش 8 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

بود شهری بس قوی اما خراب

پای تا سر شوره خورده زآفتاب

عطار»مصیبت نامه»بخش شانزدهم»بخش 10 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور