صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش شانزدهم
  4. »بخش 10 - الحكایة و التمثیل

بخش 10 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بود شهری بس قوی اما خراب

پای تا سر شوره خورده زآفتاب

2

صد هزاران منظر و دیوار و در

اوفتاده سرنگون بر یکدگر

3

دید مجنونی مگر آن شهر را

درعمل آورده چندان قهر را

4

در تحیر ایستاد آنجایگاه

شهر را میکرد هر سوئی نگاه

5

نیمروز آنجایگه منزل گرفت

گوئی آنجا پای او در گل گرفت

6

سایلی گفتش که ای مجنون راه

از چه حیران ماندهٔ این جایگاه

7

سخت سرگردان و غمگین ماندهٔ

می چه اندیشی که چنین ماندهٔ

8

گفت ماندم در تعجب بیقرار

کآنزمان کاین شهر بودست استوار

9

وآنگهی پر خلق بودست این همه

مصر جامع مینمودست این همه

10

آن زمان کاین بود شهر مردمان

من کجا بودم ندانم آن زمان

11

وین زمان کاینجا شدم من آشکار

تا کجا رفتند چندان خلق زار

12

من کجا بودستم آخر آن زمان

یا کجااند این زمان آن مردمان

13

من نبودم آن زمان و ایشان بدند

من چو پیدا آمدم پنهان شدند

14

می ندانم این سخن را روی و راه

این تعجب میکنم این جایگاه

15

کس چه میداند که این پرگار چیست

یا ازین پرگار بیرون کار چیست

16

چون بسی رفتم ندیدم پیش باز

گشتم اکنون بیدل و بیخویش باز

17

هیچ دل را جز تحیر راه نیست

وز شد آمد جان کس آگاه نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کرد پیغامبر مگر روزی گذر

ناودانی گل همی در زد عمر

عطار»مصیبت نامه»بخش شانزدهم»بخش 9 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور