صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش دهم
  4. »بخش 9 - الحكایة و التمثیل

بخش 9 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

رهبری بودست الحق رهنمای

میهمانی خواست یک روز از خدای

2

گفت در سرش خداوند جهان

کایدت فردا پگه یک میهمان

3

روز دیگر مرد کار آغاز کرد

هرچه باید میهمان را ساز کرد

4

بعد از آن میکرد هر سوئی نگاه

پیش درآمد سگی عاجز ز راه

5

مرد آن سگ را براند از پیش خوار

همچنان میبود دل در انتظار

6

تا مگر آن میهمان ظاهر شود

هدیهٔ حق زودتر حاضر شود

7

کس نگشت البته از راه آشکار

میزوان در خواب شد از اضطرار

8

حق خطابش کرد کای حیران خویش

چون فرستادم سگی را زان خویش

9

تا تو مهمان داریش کردیش دور

تا گرسنه رفت از پیشت نفور

10

مرد چون بیدار شد سرگشته شد

در میان اشک و خون آغشته شد

11

میدوید از هر سوئی و میشتافت

عاقبت در گوشهٔ سگ را بیافت

12

پیش او رفت و بسی زاریش کرد

عذر خواست و عزم دلداریش کرد

13

سگ زفان بگشاد و گفت ای مرد راه

میهمان میخواهی از حق دیده خواه

14

اینکه از حق میهمان میبایدت

دیده در خورتر از آن میبایدت

15

زانکه گر یک ذره دیدارت دهند

صد هزاران ساله مقدارت دهند

16

گر نداری دیده از حق دیده خواه

زانکه نتوانی شدن بی دیده راه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفت محمود و ایاز سیمبر

فخر کردند ای عجب با یکدگر

عطار»مصیبت نامه»بخش دهم»بخش 8 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

آن یکی دیوانهٔ عالی مقام

خضر او را گفت ای مرد تمام

عطار»مصیبت نامه»بخش دهم»بخش 10 - حكایت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور