صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش بیست و چهارم
  4. »بخش 4 - الحكایة و التمثیل

بخش 4 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چون به چین افتاد اسکندر ز راه

داشتش فغفور چین در چین نگاه

2

کرد بزمی آنچنان شاهانه راست

کان صفت ناید بصد افسانه راست

3

چند کاسه پیش اسکندر نهاد

پر در و پر لعل و پر گوهر نهاد

4

گفت بسم اللّه بکن دستی دراز

تا کنند آنگه سپه دستی فراز

5

گفت اسکندر که پیشم قوت نیست

کاسه جز پر لعل و پر یاقوت نیست

6

کاسه پر جوهر چرا کردی بگو

کی خورد مردم چنین خوردی بگو

7

شاه چین گفتش که ای بحر علوم

تو نسازی قوت خود جوهر به روم

8

گفت جوهر چون تواند خورد کس

گردهٔ دو نان مرا قوتست و بس

9

کار من بی شک چو کار خاص و عام

میشود روزی بدو گرده تمام

10

شاه گفتش چون نمیخوردی گهر

می نبایستت دو گرده بیشتر

11

مینشد در روم این دو گرده راست

کز چنان جائیت بر بایست خاست

12

جملهٔ عالم بزیر پای کرد

عزم یک یک شهر و یک یک جای کرد

13

راه میپیمود با چندین سپاه

کرد چندینی رعیت را تباه

14

این دو گرده راست میبایست کرد

هم به روم آزاد میبایست خورد

15

چون ازو بشنود اسکندر دلیل

کرد از آنجا هم در آن ساعت رحیل

16

در سفر گفت این فتوحم بس بود

تا قیامت قوت روحم بس بود

17

ترک گفتم من سفر یکبارگی

عزلتی جویم ازین آوارگی

18

هیچکس را در جهان بحر و بر

از قناعت نیست ملکی بیشتر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شهریاری بود عالی شیوهٔ

در جوارش بود کنج بیوهٔ

عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و چهارم»بخش 3 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

عامربن قیس قطب نه فلک

ترهٔ یک روز می زد بر نمک

عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و چهارم»بخش 5 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور