صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش هشتم
  4. »بخش 2 - الحكایة و التمثیل

بخش 2 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گفت چون صحرا همه پربرف گشت

رفت ذوالنون در چنان روزی بدشت

2

دید گبری را ز ایمان بی خبر

دامنی ارزن درافکنده بسر

3

برف میرفت و بصحرا میدوید

دانه میپاشید و هرجا میدوید

4

گفت ذوالنونش که ای دهقان راه

از چه میپاشی تو این ارزن پگاه

5

گفت در برفست عالم ناپدید

چینه مرغان شد این دم ناپدید

6

مرغکان را چینه پاشم این قدر

تا خدا رحمت کند بر من مگر

7

گفت ذوالنونش که چون بیگانهُ

کی پذیرد تو مگر دیوانهٔ

8

گفت اگر نپذیرد این بیند خدا

گفت بیند گفت بس باشد مرا

9

رفت ذوالنون سوی حج سالی دگر

بر رخ آن گبر افتادش نظر

10

دید او را عاشق آسا در طواف

گفت ای ذوالنون چرا گفتی گزاف

11

گفتی آن نپذیرد و بیند ولیک

دید و بپسندید و بپذیرفت نیک

12

هم مرا در آشنائی راه داد

هم مرا جان ودلی آگاه داد

13

هم مرا در خانهٔ خود پیش خواند

هم مرا حیران راه خویش خواند

14

هست در بیت اللهم همخانگی

باز رستم زان همه بیگانگی

15

زان سخن حالی بشد ذوالنون ز جای

گفت ارزان میفروشی ای خدای

16

گبری چل ساله چون از گردنش

می بیندازی بمشتی ارزنش

17

دوستی خود بدشمن میدهی

این چنین ارزان به ارزن میدهی

18

هاتفی در سر او آواز داد

کانکه او را خواند حق یا باز داد

19

گر بخواندش نه بعلت خواندش

ور براندش نه بعلت راندش

20

کار خلقست آنکه ملت ملتست

هرچه زان درگه رود بی علتست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سالک آمد لوح را رهبر گرفت

چون قلم سرگشته لوح از سرگرفت

عطار»مصیبت نامه»بخش هشتم»بخش 1 - المقالة ‌الثامنه

اگلی نظم

بود خوش دیوانهٔ در زیر دلق

گفت هر چیزی که در وی ماند خلق

عطار»مصیبت نامه»بخش هشتم»بخش 3 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور