صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش هشتم
  4. »بخش 2 - الحكایة و التمثیل

بخش 2 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

گفت چون صحرا همه پربرف گشت

رفت ذوالنون در چنان روزی بدشت

22

دید گبری را ز ایمان بی خبر

دامنی ارزن درافکنده بسر

33

برف میرفت و بصحرا میدوید

دانه میپاشید و هرجا میدوید

44

گفت ذوالنونش که ای دهقان راه

از چه میپاشی تو این ارزن پگاه

55

گفت در برفست عالم ناپدید

چینه مرغان شد این دم ناپدید

66

مرغکان را چینه پاشم این قدر

تا خدا رحمت کند بر من مگر

77

گفت ذوالنونش که چون بیگانهُ

کی پذیرد تو مگر دیوانهٔ

88

گفت اگر نپذیرد این بیند خدا

گفت بیند گفت بس باشد مرا

99

رفت ذوالنون سوی حج سالی دگر

بر رخ آن گبر افتادش نظر

1010

دید او را عاشق آسا در طواف

گفت ای ذوالنون چرا گفتی گزاف

1111

گفتی آن نپذیرد و بیند ولیک

دید و بپسندید و بپذیرفت نیک

1212

هم مرا در آشنائی راه داد

هم مرا جان ودلی آگاه داد

1313

هم مرا در خانهٔ خود پیش خواند

هم مرا حیران راه خویش خواند

1414

هست در بیت اللهم همخانگی

باز رستم زان همه بیگانگی

1515

زان سخن حالی بشد ذوالنون ز جای

گفت ارزان میفروشی ای خدای

1616

گبری چل ساله چون از گردنش

می بیندازی بمشتی ارزنش

1717

دوستی خود بدشمن میدهی

این چنین ارزان به ارزن میدهی

1818

هاتفی در سر او آواز داد

کانکه او را خواند حق یا باز داد

1919

گر بخواندش نه بعلت خواندش

ور براندش نه بعلت راندش

2020

کار خلقست آنکه ملت ملتست

هرچه زان درگه رود بی علتست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سالک آمد لوح را رهبر گرفت

چون قلم سرگشته لوح از سرگرفت

عطار»مصیبت نامه»بخش هشتم»بخش 1 - المقالة ‌الثامنه

اگلی نظم

بود خوش دیوانهٔ در زیر دلق

گفت هر چیزی که در وی ماند خلق

عطار»مصیبت نامه»بخش هشتم»بخش 3 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور