صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش بیست و پنجم
  4. »بخش 3 - الحكایة و التمثیل

بخش 3 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

موسی عمران یکی شاگرد داشت

کو به استادی بسی سر میفراشت

2

شد به شهری دور از موسی مگر

مینیامد دیرگاه از وی خبر

3

جست بسیاری ازو موسی نشان

محو شد گفتی نشانش از جهان

4

در رهی یک روز موسی میدوید

دید مردی را که خوکی میکشید

5

گفت موسی کز کجائی ای غلام

گفت هستم از فلان شهر ای امام

6

گفت شاگرد منست آنجایگاه

گفت آن شاگرد تست این خوک راه

7

در تعجب ماند موسی زان حدیث

تا چگونه گشت خوکی آن خبیث

8

در مناجات آمد او پیش خدای

گفت سر این بگو ای رهنمای

9

گفت علم دین که این مرد از تو یافت

جانش از دون همتی می بر نتافت

10

رفت از وی دنیی دون صید کرد

دین مطلق را بدنیا قید کرد

11

مرد دنیا بود با دنیا بساخت

دین خود در شیوهٔ دنیا بباخت

12

لاجرم من مسخ گردانیدمش

جامهٔ چون خوک پوشانیدمش

13

امت پیغامبر آخر زمان

یافتند از مسخ گردیدن امان

14

آنکه در دنیا امانشان داده ام

تا بروز دین زمانشان داده ام

15

گر کسی از امت او این کند

خویش را در حشر مسخ دین کند

16

گر نخواهد کرد توبه مرد راه

بس که خواهد بود خوک آنجایگاه

17

چند خواهی نفس را پرورد تو

صحبت خوکی چه خواهی کرد تو

18

خر ز بیم خوک بگریزد مدام

چون تو نگریزی خری باشی تمام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شیر دین سفیان ثوری شمع شرع

گفت قوم خویش را کای جمع شرع

عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و پنجم»بخش 2 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

آن یکی را دیگری سخت

بز گرفتی تو مرا ای شور بخت

عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و پنجم»بخش 4 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور