صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش سی و هفتم
  4. »بخش 4 - الحكایة ‌و التمثیل

بخش 4 - الحكایة ‌و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

خواندمحمود را سر بی خویشئی

عاشقی را مانده در درویشئی

2

عاشق درویش بود و سوخته

سینهٔ همچون چراغ افروخته

3

گفت ای درویش با من راز گوی

نکتهٔ از عشق وعاشق بازگوی

4

زانکه میگویند مرد عاشقست

هرچه تو در عشق گوئی لایقست

5

بود ایاز ماهروی آنجایگاه

چست بر پای ایستاده پیش شاه

6

عاشق درویش گفت ای شهریار

تو نهٔ عاشق ترا با این چکار

7

نکتهٔ عشاق عاشق را سزاست

گر نپرسی چون نهٔ عاشق رواست

8

شاه گفت آخر چرا عاشق نیم

عاشقی را به ز تو لایق نیم

9

گفت اگر تو هیچ عاشق بودهٔ

شاد بنشسته نمی آسودهٔ

10

خوش بود عاشق نشسته دل بجای

بر سرش استاده معشوقش بپای

11

عشق را گر بودئی صاحب یقین

نیستی استاده معشوقت چنین

12

کار و بار سلطنت داری تو دوست

پس بسر باریت عشقی آرزوست

13

عشق در درویشی و خواری دهند

نه بکار و بار سر باری دهند

14

خسروی بس باشدت ای شهریار

عشق و درویشی برو با من گذار

15

عشق در معشوق فانی گشتن است

مردن او را زندگانی گشتن است

16

زندگانی گر ترا از مرگ نیست

عاشقی ورزیدنت پر برگ نیست

17

در مقام عشق اگر بالغ شوی

از عذاب جاودان فارغ شوی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کاملی گفته‌ست کز بیم گناه

گر نبودی پیش حاصل رنج راه

عطار»مصیبت نامه»بخش سی و هفتم»بخش 3 - الحكایة ‌و التمثیل

اگلی نظم

یک شبی میگفت یحیی ابن المعاد

گر مرا بخشند دوزخ در معاد

عطار»مصیبت نامه»بخش سی و هفتم»بخش 5 - الحكایة ‌و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور