صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش چهارم
  4. »بخش 10 - الحكایة و التمثیل

بخش 10 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

نوح پیغامبر چو از کفّار رَست

با چهل تن کُرد بر کوهی نشست

22

بود یک تن زان چهل کس کوزه‌گر

برگشاد او یک دکان پر کوزه در

33

جبرئیل آمد که می‌گوید خدای

بشکنش این کوزه‌ها ای رهنمای

44

نوح گفتش آن همه نتوان شکست

کاین به‌صد خون دلش آمد به‌دست

55

گرچه کوزه بشکنی گل بشکند

در حقیقت مرد را دل بشکند

66

باز جبریل آمد و دادش پیام

گفت می‌گوید خداوندت سلام

77

پس چنین می‌گوید او کای نیک‌بخت

گر شکستِ کوزه‌ای چندست سخت

88

این بسی زان سخت‌تر در کل یاب

کز دعائی خلق را دادی به‌آب

99

همّتی را بر همه بگماشتی

«لاتذر» گفتی و کس نگذاشتی

1010

یک دکانِ کوزه بشکستن خطاست

یک جهان پر آدمی کشتن رواست

1111

خود دلت می‌داد ای شیخ کبار

زان همه مردم برآوردن دمار

1212

کز پی آن بندگان بی‌قرار

لطف ما چندان همی بگریست زار

1313

کاین زمانش در گرفت از گریه چشم

تو مرو از کوزهٔ چندین به‌خشم

1414

یا رب این خود چه عنایت‌کردن است

این چه شکر اندر شکایت‌کردن است

1515

که به جان‌ها می‌کند چندین عتاب

گاه جان‌ها می‌کند خون بی‌حساب

1616

صد هزاران بی‌سر و بن را بخواند

جمله را در کشتی حیرت نشاند

1717

بعد از آن کشتی به‌دریا درفکند

صد جهان جان را به‌غوغا درفکند

1818

بعد از آن باد مخالف روز و شب

گرد کشتی می‌فرستاد ای عجب

1919

تا در آن دریای بی‌پایان همه

سربه‌سر برخاستند از جان همه

2020

جمله را بگسست در دریا نفس

از همه با سر نیامد هیچ‌کس

2121

گرچه فرض افتاد مردن پیشه کرد

می‌ندارم زهره این اندیشه کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بر سر خاکی زنی خوش میگریست

گفت مجنونیش کاین گریه زچیست

عطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 9 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

عیسی مریم که بودی شاد او

چون زمرگ خویش کردی یاد او

عطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 11 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور