صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش شانزدهم
  4. »بخش 3 - الحكایة و التمثیل

بخش 3 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بود دزدی دولتی در وقت خفت

در وثاق احمد خضرویه رفت

22

گرچه بسیاری بگرد خانه گشت

می نیافت او هیچ از آن دیوانه گشت

33

خواست تا بیرون رود آن بیخبر

کرد دل برنا امیدی عزم در

44

شیخ داد آواز و گفت ای رادمرد

میروی بر ناامیدی باز گرد

55

دلو برگیر آب برکش غسل ساز

دم مزن تا روز روشن از نماز

66

دزد بر فرمان او در کار شد

در نماز و ذکر و استغفار شد

77

چون درآمد نوبت روز دگر

خواجهٔ آورد صد دینار زر

88

شیخ را داد و بدو گفت این تراست

شیخ گفت این خاصهٔ مهمان ماست

99

زر به دزد انداخت گفت این خاص تست

این جزای یک شبه اخلاص تست

1010

دزد را شد حالتی پیدا عجب

اشک میبارید جانی پر طلب

1111

در زمین افتاد بی کبر و منی

توبه کرد از دزدی و از ره زنی

1212

شیخ را گفتا که من دزد سقط

کرده بودم از جهالت ره غلط

1313

یک شبی کز بهر حق بشتافتم

آنچه در عمری نیابم یافتم

1414

یک شبی کز بهر او کردم نماز

رستم از دزدی و گشتم بی نیاز

1515

گر به روز و شب کنم کار خدای

نیکبختی یابم اندر دو سرای

1616

توبه کردم تا به روز مردنم

نیست کار الا که فرمان بردنم

1717

این بگفت و مرد دولت یار گشت

شد مرید شیخ و مرد کار گشت

1818

تا بدانی تو که در هر دو جهان

نیست کس را بر خدا هرگز زیان

1919

چون تو از بالا بدین شیب آمدی

چون زنان در زینت و زیب آمدی

2020

روی عالم شیب دارد سر بسر

آسیا بر نه که شد آبت بدر

2121

گرچو گردون عزم این میدان کنی

هرنفس صد آسیا گردان کنی

2222

ترک دنیا گیر تا دینت بود

آن بده از دست تا اینت بود

2323

کآنچه از دستت برون شد از عزیز

بار آنت از پشت باز افتاد نیز

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفت یک روزی همایی میپرید

لشکر محمود هرکورا بدید

عطار»مصیبت نامه»بخش شانزدهم»بخش 2 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

آن یکی حمال خوش بنشسته بود

رشتهٔ حمالیش بگسسته بود

عطار»مصیبت نامه»بخش شانزدهم»بخش 4 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور