صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش سی و ششم
  4. »بخش 7 - الحكایة و التمثیل

بخش 7 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

آن غریبی را وزارت داد شاه

یافت عمری در وزارت آب و جاه

2

عاقبت چون پیری آمد کارگر

خواست آن دستور دستوری مگر

3

گفت خواهم کرد عزلت اختیار

زانکه میترسم ز مرگ ای شهریار

4

منع نکند پادشاه سرفراز

تا روم زینجا بجای خویش باز

5

میگذارم روز و شب در طاعتی

پس دعا میگویمت هر ساعتی

6

شاه گفتش تو که اول آمدی

در تهی دستی معطل آمدی

7

هرچه داری جمله کن تسلیم شاه

همچو اول روز رو زینجایگاه

8

چون تو اینجاآمدی دستی تهی

میروی با این همه گنج آنگهی

9

مرد گفتا گر وزارت ساختم

نقد عمرم در ره تو باختم

10

نقد من با من ده آن خویش گیر

ورنه تن زن ترک آن خویش گیر

11

کس چه داند تا چه نقدی بس عزیز

باختم من در ره ملک تو نیز

12

چون همه سرمایه تو عمر بود

پس چرا بر باد دادی عمر زود

13

چون چنین سرمایه از دستت برفت

هرچه آن بودست یا هستت برفت

14

تو چه دانی قدر عمر ای هیچکس

مردگان دانند قدر عمر بس

15

باز پرس از اهل گورستان تو نیز

تا چه میگویند از عمر عزیز

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود کشتی گیر برنائی چو ماه

سرکشان را سرنگون کردی براه

عطار»مصیبت نامه»بخش سی و ششم»بخش 6 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

دید شیخی پاک دینی را بخواب

چون سلامش گفت نشنود او جواب

عطار»مصیبت نامه»بخش سی و ششم»بخش 8 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور