صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش پنجم
  4. »بخش 6 - الحكایة و التمثیل

بخش 6 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

دید بوموسی مگر یک شب بخواب

بر سر خود عرش همچون آفتاب

22

روز دیگر رفت سوی بایزید

زانکه بوموسی ز جان بودش مرید

33

گفت تا تعبیر خوابم او کند

مرهم جان خرابم او کند

44

چون بر او رفت خلق آشفته بود

زانکه شیخ آن شب ز دنیا رفته بود

55

چون کفن کردند و شستندش پگاه

بر جنازه بر گرفتندش ز راه

66

گفت بوموسی که چندانی که من

میزدم بر خلق ماتم خویشتن

77

کز جنازه گوشهٔ آرم بدوش

مینداد آنکس بمن گشتم خموش

88

زیر آن در رفتم و کردم مقام

تا جنازه بر سر آوردم تمام

99

چون جنازه بر سرم شد استوار

گشت حالی بایزیدم آشکار

1010

گفت ای بینندهٔ خواب صواب

نیک بنگر آنک آن تعبیر خواب

1111

شخص ما عرش است برگیر وبرو

فهم کن زان خواب تعبیر و برو

1212

گر ملک نزدیک تو کاملترست

جانت از دل دل ز جان غافلترست

1313

در ملک از دیدهٔ دل کن نظر

زانکه عقل این قول دارد مختصر

1414

هر دو عالم از برای آدمیست

از ملک بی آدمی مقصود چیست

1515

زانکه صد عالم ملک بنشانده اند

تا همه در کار مردم مانده اند

1616

گرچه امروز این گهر در خاک بود

باک نبود زانکه گنجی پاک بود

1717

باش تا فردا محک کردگار

نقد مردان را پدید آرد عیار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کاملی گفته‌ست آن بیگانه را

کاخر ای خر چند روبی خانه را

عطار»مصیبت نامه»بخش پنجم»بخش 5 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

بود اندر مطبخ جم ای عجب

دیگ و کاسه در خصومت روز و شب

عطار»مصیبت نامه»بخش پنجم»بخش 7 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور