عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 37شمارهٔ 37شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اهچومنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: کیست گمراه چو مندر حلق طناب مانده ناگاه چو من2نقل کریںتا خام رگی چو موم نبود نروداز جهل به ریسمان فرو چاه چو من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد زار زار و میگفت به رازحال من و آتش است با سوز و گدازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 36اگلی نظمشمع آمد و گفت: آتش و گازست عظیمزین سرزنش و ازان گدازست عظیمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 38ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد زار زار و میگفت به رازحال من و آتش است با سوز و گدازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 36
اگلی نظمشمع آمد و گفت: آتش و گازست عظیمزین سرزنش و ازان گدازست عظیمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 38