عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 38شمارهٔ 38شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ازستعظیمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: آتش و گازست عظیمزین سرزنش و ازان گدازست عظیم2نقل کریںوین سوختنم که هر شبی خواهد بودگر بیش شبی نیست درازست عظیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: کیست گمراه چو مندر حلق طناب مانده ناگاه چو منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 37اگلی نظمشمع آمد و گفت: مانده در سوز و گدازکار من غم کشته کی آید با سازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 39ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: کیست گمراه چو مندر حلق طناب مانده ناگاه چو منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 37
اگلی نظمشمع آمد و گفت: مانده در سوز و گدازکار من غم کشته کی آید با سازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 39