عطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 28شمارهٔ 28شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اهیشدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجان را چو ز رفتن تو آگاهی شددل در سر نالهٔ سحرگاهی شد2نقل کریںکو آن همه دولت تو ای گنج زمینکی دانستی که اینچنین خواهی شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز ناز چه سود چون بسودی آخربی شمع شبی چون نغنودی آخرعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 27اگلی نظمتا خاک تو گشت غم گسارم بی توبس خون که ز دیده میببارم بی توعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 29ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز ناز چه سود چون بسودی آخربی شمع شبی چون نغنودی آخرعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 27
اگلی نظمتا خاک تو گشت غم گسارم بی توبس خون که ز دیده میببارم بی توعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 29