عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 28شمارهٔ 28شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ننتوانگفتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبا درویشان، «کن و مکن» نتوان گفتجز از عدمِ بی سر و بن نتوان گفت2نقل کریںگر در فقری، زخود فنا گرد وبدانکدر فقر ز ما و من سخن نتوان گفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجز بیذاتی لایق درویشان نیستجز بیصفتی در صفت ایشان نیستعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 27اگلی نظمخلقان همه در آینهای مینگرندمشغول خودند و ز آینه بیخبرندعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 29ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجز بیذاتی لایق درویشان نیستجز بیصفتی در صفت ایشان نیستعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 27
اگلی نظمخلقان همه در آینهای مینگرندمشغول خودند و ز آینه بیخبرندعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 29