عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 54شمارهٔ 54شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ادستامروزصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکو تن که ز پای در فتادست امروزکو دل که ز دیده خون گشادست امروز2نقل کریںدر هر هوسی که بود دستی بزدیمزان دست زدن، به دست، بادست امروز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهرگز ره دین براستی نسپردیمهرگز به مراد دل دمی نشمردیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 53اگلی نظماز عمر گذشته عبرتی بیش نماندوز مانده نیز حیرتی بیش نماندعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 55ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهرگز ره دین براستی نسپردیمهرگز به مراد دل دمی نشمردیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 53
اگلی نظماز عمر گذشته عبرتی بیش نماندوز مانده نیز حیرتی بیش نماندعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 55