عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 53شمارهٔ 53شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ردیمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهرگز ره دین براستی نسپردیمهرگز به مراد دل دمی نشمردیم2نقل کریںدردا که زغفلت شبانروزی خویشرفتیم وبسی خصم و خصومت بردیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز آز و طمع بیخور و خفتیم همهوز حرص و حسد در تب وتفتیم همهعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 52اگلی نظمکو تن که ز پای در فتادست امروزکو دل که ز دیده خون گشادست امروزعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 54زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهم عمر به بوی تو به آخر بردیمهم لوح دل ازنقش جهان بستردیمعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 76ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز آز و طمع بیخور و خفتیم همهوز حرص و حسد در تب وتفتیم همهعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 52
اگلی نظمکو تن که ز پای در فتادست امروزکو دل که ز دیده خون گشادست امروزعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 54
هم عمر به بوی تو به آخر بردیمهم لوح دل ازنقش جهان بستردیمعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 76