عطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 15شمارهٔ 15شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رمیبرصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل ز هوای عشق کیفر میبردر کشتن خود دست به خنجر میبر2نقل کریںوی دیده تو کردهیی که خون گشت دلمچون خون زتو افتاد تو در سر میبر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل هر دم دست به خون نتوان بردور دل بردی ز غم کنون نتوان بردعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 14اگلی نظمهر سیل که از خون جگر خواهد خاستدر وادی عشق راهبر خواهد خاستعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 16ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل هر دم دست به خون نتوان بردور دل بردی ز غم کنون نتوان بردعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 14
اگلی نظمهر سیل که از خون جگر خواهد خاستدر وادی عشق راهبر خواهد خاستعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 16