عطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 14شمارهٔ 14شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وننتوانبردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل هر دم دست به خون نتوان بردور دل بردی ز غم کنون نتوان برد2نقل کریںوی دیده تو کم گری که چندینی آبدر هیچ زمین به پل برون نتوان برد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن دل که نشان غمگساری میجستخون گشت و نیافت، روزگاری میجستعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 13اگلی نظمای دل ز هوای عشق کیفر میبردر کشتن خود دست به خنجر میبرعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 15ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن دل که نشان غمگساری میجستخون گشت و نیافت، روزگاری میجستعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 13
اگلی نظمای دل ز هوای عشق کیفر میبردر کشتن خود دست به خنجر میبرعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 15