عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 30شمارهٔ 30شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ستهبماندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدردا که جفای چرخ پیوسته بماندوین جان نفس گسسته دل خسته بماند2نقل کریںاز بس که فرو خورد زمین خون جگربنگر که زمین چون جگر بسته بماند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبس عمر عزیز ای دل مسکین که گذشتبس کافر کفر و مؤمن دین که گذشتعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 29اگلی نظمای دل دانی که کار دنیا گذریستوقت تو گذشت رو که وقت دگریستعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 31زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبر لب، خط فستقیش، پیوسته بماندو آن پسته دهان با جگری خسته بماندعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 1ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبس عمر عزیز ای دل مسکین که گذشتبس کافر کفر و مؤمن دین که گذشتعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 29
اگلی نظمای دل دانی که کار دنیا گذریستوقت تو گذشت رو که وقت دگریستعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 31
بر لب، خط فستقیش، پیوسته بماندو آن پسته دهان با جگری خسته بماندعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 1