عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 31شمارهٔ 31شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ریستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل دانی که کار دنیا گذریستوقت تو گذشت رو که وقت دگریست2نقل کریںبر خاک مرو به کبر و بر خاک نشینکاین خاک زمین نیست تن سیم بریست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدردا که جفای چرخ پیوسته بماندوین جان نفس گسسته دل خسته بماندعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 30اگلی نظمهر ذره که در وادی و در کهساریستاز پیکر هر گذشتهیی آثاریستعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 32ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدردا که جفای چرخ پیوسته بماندوین جان نفس گسسته دل خسته بماندعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 30
اگلی نظمهر ذره که در وادی و در کهساریستاز پیکر هر گذشتهیی آثاریستعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 32