عطار»مختارنامه»باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن»شمارهٔ 1شمارهٔ 1شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ندهمیبایدبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجان سوخته سرفکنده میباید بودچون شمع، به سوز، زنده میبایدبود2نقل کریںکارت به مراد این خدائی باشدناکامی کش که بنده میباید بود◆اگلی / پچھلی نظماگلی نظمگر جان ببرد عشق توام جان آنستور درد دهد جملهٔدرمان آنستعطار»مختارنامه»باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن»شمارهٔ 2زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشمع آمد و گفت: بنده میباید بوددر سوز میان خنده میباید بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 72ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمگر جان ببرد عشق توام جان آنستور درد دهد جملهٔدرمان آنستعطار»مختارنامه»باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن»شمارهٔ 2
شمع آمد و گفت: بنده میباید بوددر سوز میان خنده میباید بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 72