عطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونخواهیبردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن دل که ز دست من کنون خواهی بردخونی است که در میانِ خون خواهی برد2نقل کریںباری چو برون میبری از تن دل منآخر به شکر خنده برون خواهی برد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن خندهٔ خوش اگرچه پیوسته بهَستاما به هزار و به آهسته بهَستعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 16اگلی نظمبر شاخِ دل شکسته یک برگم نیستکز بی برگی بتر ز صد مرگم نیستعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 18ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن خندهٔ خوش اگرچه پیوسته بهَستاما به هزار و به آهسته بهَستعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 16
اگلی نظمبر شاخِ دل شکسته یک برگم نیستکز بی برگی بتر ز صد مرگم نیستعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 18