عطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 16شمارهٔ 16شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ستهبهستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن خندهٔ خوش اگرچه پیوسته بهَستاما به هزار و به آهسته بهَست2نقل کریںدر بند درِ پستهٔ شورانگیزتکان شوری پسته نیز در بسته بهَست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآنجا که سر زلف تو جانها ببردجانها چو غباری به جهانها ببردعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 15اگلی نظمآن دل که ز دست من کنون خواهی بردخونی است که در میانِ خون خواهی بردعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 17ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآنجا که سر زلف تو جانها ببردجانها چو غباری به جهانها ببردعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 15
اگلی نظمآن دل که ز دست من کنون خواهی بردخونی است که در میانِ خون خواهی بردعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 17