عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 41شمارهٔ 41شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یغیدگرستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبر فرق تو هر حادثه تیغی دگرستدر پیش تو هرواقعه میغی دگرست2نقل کریںهر برگ و گیاهی که برون رُست ز خاکاز هر دل غم گشته دریغی دگرست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر سبزه و گل که از زمین بیرون رُستاز خاک یکی سبزه خط گلگون رُستعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 40اگلی نظمای اهل قبور! خاک گشتید و غبارهر ذرّه ز هر ذرّه گرفتید فرارعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 42ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر سبزه و گل که از زمین بیرون رُستاز خاک یکی سبزه خط گلگون رُستعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 40
اگلی نظمای اهل قبور! خاک گشتید و غبارهر ذرّه ز هر ذرّه گرفتید فرارعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 42