عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 30شمارهٔ 30شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انمچهكنمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز دست بشد تن و توانم چه کنمدر حیرانی بسوخت جانم چه کنم2نقل کریںآن چیز که دانم که ندانست کسیگویند بدان، من بندانم چه کنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین درد جگرسوز که در سینه مراستمیگرداند گِرِد جهانم چپ و راستعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 29اگلی نظمدر حیرانی بنده وآزاد هنوزبا خاک همی شوند ناشاد هنوزعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 31زمینہم وزن و قافیہ نظمیںسرگردانی بسوخت جانم چه کنمسرگشتهتر از همه جهانم چه کنمعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 27ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین درد جگرسوز که در سینه مراستمیگرداند گِرِد جهانم چپ و راستعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 29
اگلی نظمدر حیرانی بنده وآزاد هنوزبا خاک همی شوند ناشاد هنوزعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 31
سرگردانی بسوخت جانم چه کنمسرگشتهتر از همه جهانم چه کنمعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 27