صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مختارنامه
  3. »باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
  4. »شمارهٔ 7

شمارهٔ 7

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: یش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

هر چیز که هست در دو عالم کم و بیش

از جلوه‌گریِ نور اوست ای درویش!

2

تا جلوه همی کند همه جلوهٔ اوست

چون جلوه کند تَرک، نماند پس و پیش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آخر روزی دلت به درگه برسد

جان تو به مقصود تو ناگه برسد

عطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 6

اگلی نظم

عالم همه گفت و گوی خود می‌بیند

بر سالک جست و جوی خود می‌بیند

عطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 8

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

کاری کردم نگه نکردم پس و پیش

آنرا که چنان کند چنین آید پیش

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1043

آمد به نماز آن صنم کافرکیش

ببرید نماز مؤمنان و درویش

سعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 34

ای صاحب مال، فضل کن بر درویش

گر فضل خدای می‌شناسی بر خویش

سعدی»مواعظ»رباعیات»رباعی شمارهٔ 38

بوی بغلت می‌رود از پارس به کیش

همسایه به جان آمد و بیگانه و خویش

سعدی»مواعظ»رباعیات»رباعی شمارهٔ 39

جایی نرسد کس به توانایی خویش

الا تو چراغ رحمتش داری پیش

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 44

ای برده دل من چو هزاران درویش

بی رحمیت آیین شد و بد عهدی کیش

سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 227

گه در پی دین رویم و گه در پی کیش

هر روز به نوبتی نهیم اندر پیش

سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 228

هر چند بود مردم دانا درویش

صد ره بود از توانگر نادان بیش

سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 229

از عشق تو ای سنگدل کافر کیش

شد سوخته و کشته جهانی درویش

سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 232

آمد به سر کوی تو مسکین درویش

با چشم پرآب و با دل پارهٔ ریش

عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 89

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور