عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 27شمارهٔ 27شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ردافتادصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا از غم تب دلش به صد درد افتادشد زرد رخ و بر رخ او گرد افتاد2نقل کریںگفتم که چه بود کافتابت شد زردگفتا مگر آفتاب بر زرد افتاد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز بس که بخورد خون من بیدادیبیمار شدم نکرد از من یادیعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 26اگلی نظمماهی که دلم زو به بلا افتادستدر رنجوری به صد عنا افتادستعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 28ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز بس که بخورد خون من بیدادیبیمار شدم نکرد از من یادیعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 26
اگلی نظمماهی که دلم زو به بلا افتادستدر رنجوری به صد عنا افتادستعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 28