عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 80شمارهٔ 80شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ینمنیزصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: کشته بنشینم نیزتا کشته به سوزد تن مسکینم نیز2نقل کریںاز آتش تیز میزیم جان من اوستوان عمر به سر آمده میبینم نیز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: سوز پروانه جداستکاو را پر سوخت سوز من سر تا پاستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 79اگلی نظمشمع آمد و گفت: زخم خوردم بر سرایام بسی نهاد دردم بر سرعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 81ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: سوز پروانه جداستکاو را پر سوخت سوز من سر تا پاستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 79
اگلی نظمشمع آمد و گفت: زخم خوردم بر سرایام بسی نهاد دردم بر سرعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 81