عطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 73شمارهٔ 73شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: منمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن وقت که گفتمی که ناشاد منمچون دانستم که بر چه بنیاد منم2نقل کریںدر حلقهٔ نیست هست چون زنجیریدر هم افتاده وانچه افتاده منم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر واقعهای سخت عجب افتادمگه می مردم صریح و گه میزادمعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 72اگلی نظمتن، سایهٔ جان رنج پروردهٔ ماستجان، گنج تن بهم برآوردهٔ ماستعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 74ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر واقعهای سخت عجب افتادمگه می مردم صریح و گه میزادمعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 72
اگلی نظمتن، سایهٔ جان رنج پروردهٔ ماستجان، گنج تن بهم برآوردهٔ ماستعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 74