عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 45شمارهٔ 45شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ایپدیدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای گم شده از جای به صد جای پدیدپیش تو نه جان نه عقل خود رای پدید2نقل کریںروزی صد ره ز پای رفتم تا سرلیکن تو نه در سری نه در پای پدید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا زلف تو چون کمند میبینم منافتاده دلم به بند میبینم منعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 44ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا زلف تو چون کمند میبینم منافتاده دلم به بند میبینم منعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 44