عطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 15شمارهٔ 15شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اهمشستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگل گفت: اگرچه ابر صدگاهم شُستآن دست همی ز عمر کوتاهم شُست2نقل کریںبلبل بر گل ازین سخن زار گریستیعنی همه روز خون به خون خواهم شُست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگل گفت که رفتنم یقین افتادستیک یک ورقم فرا زمین افتادستعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 14اگلی نظمگل گفت که دست زرفشان آوردمخندان خندان سر به جهان آوردمعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 16ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگل گفت که رفتنم یقین افتادستیک یک ورقم فرا زمین افتادستعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 14
اگلی نظمگل گفت که دست زرفشان آوردمخندان خندان سر به جهان آوردمعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 16