عطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 14شمارهٔ 14شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ینافتادستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگل گفت که رفتنم یقین افتادستیک یک ورقم فرا زمین افتادست2نقل کریںاز عمرِ عزیز اگرچه صد برگم منبی برگ فتادهام، چنین افتادست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگل بین که گلابِ ابر میدارد دوستوز خنده چو پسته مینگنجد در پوستعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 13اگلی نظمگل گفت: اگرچه ابر صدگاهم شُستآن دست همی ز عمر کوتاهم شُستعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 15ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگل بین که گلابِ ابر میدارد دوستوز خنده چو پسته مینگنجد در پوستعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 13
اگلی نظمگل گفت: اگرچه ابر صدگاهم شُستآن دست همی ز عمر کوتاهم شُستعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 15