عطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 7شمارهٔ 7شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انكنمشصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکو جان که به چاره چارهٔ جان کنمشکو دل که علاجِ دلِ حیران کنمش2نقل کریںدردی دارم که هیچ نتوانم گفتدردی که بتر شود چه درمان کنمش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبرقی که ز سوی دوست ناگه بروددر حال هزار جان به یک ره برودعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 6اگلی نظمدل را چو به دردِ عشق افسون کردماز شهر نهاد خویش بیرون کردمعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 8ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبرقی که ز سوی دوست ناگه بروددر حال هزار جان به یک ره برودعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 6
اگلی نظمدل را چو به دردِ عشق افسون کردماز شهر نهاد خویش بیرون کردمعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 8