عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 45شمارهٔ 45شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اربگشتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای بس که ز شوق چرخ دوّار بگشتسرگشته شب و روز چو پرگار بگشت2نقل کریںآن گشتن او چه سود چون پیوستهبر یک جایست اگرچه بسیار بگشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین گنبد خاکستری پر اخگرگه در خونم کشید و گه خاکسترعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 44اگلی نظمهم عقل طلسم جسم و جان باز نیافتهم گنج زمین و آسمان باز نیافتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 46ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین گنبد خاکستری پر اخگرگه در خونم کشید و گه خاکسترعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 44
اگلی نظمهم عقل طلسم جسم و جان باز نیافتهم گنج زمین و آسمان باز نیافتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 46