عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 46شمارهٔ 46شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انبازنیافتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهم عقل طلسم جسم و جان باز نیافتهم گنج زمین و آسمان باز نیافت2نقل کریںخورشید هزار قرن بر پهلو گشتیک ذرّه سراپای جهان باز نیافت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای بس که ز شوق چرخ دوّار بگشتسرگشته شب و روز چو پرگار بگشتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 45اگلی نظمجانا رخ چون تویی به حس نتوان دیدزر چون بینم به حس که مس نتوان دیدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 47ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای بس که ز شوق چرخ دوّار بگشتسرگشته شب و روز چو پرگار بگشتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 45
اگلی نظمجانا رخ چون تویی به حس نتوان دیدزر چون بینم به حس که مس نتوان دیدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 47