عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 30شمارهٔ 30شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ذورتریصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون هر نفسی ز درد مهجورتریهر روز درین واقعه معذورتری2نقل کریںنزدیک مشو بدو و زو دور مباشکانگاه که نزدیکتری دورتری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجانی که به راه رهنمون دارد رایوز حسرت خود میان خون دارد جایعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 29اگلی نظمدل در ره او تصرّف خویش ندیدیک ذرّه در آن راه پس و پیش ندیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 31ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجانی که به راه رهنمون دارد رایوز حسرت خود میان خون دارد جایعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 29
اگلی نظمدل در ره او تصرّف خویش ندیدیک ذرّه در آن راه پس و پیش ندیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 31