عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 2شمارهٔ 2شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وناییتوصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگاه از سر طاعتی برون آیی توگه در کف معصیت زبون آیی تو2نقل کریںنومید مشو هرگز و امید مدارتا آخر دم ز کار چون آیی تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون نشنودی ز یک مسافر که چه بودکی بشناسی اول و آخر که چه بودعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 1اگلی نظمخون شد همه جانها و جگرها همه ریشو آگاه نگشت هیچ کس از کم و بیشعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 3ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون نشنودی ز یک مسافر که چه بودکی بشناسی اول و آخر که چه بودعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 1
اگلی نظمخون شد همه جانها و جگرها همه ریشو آگاه نگشت هیچ کس از کم و بیشعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 3