عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 111شمارهٔ 111شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: راوصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای آتشِ شمع بر تنِ لاغرِ اورحمت کن و بگریز ز چشمِ ترِ او2نقل کریںوی داده طلاق او و زو ببریدهامشب نتوانی که شوی با سرِ او◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای شمعِ جهان فروز! در هر نفسیاز پرتو تو بسوخت پروانه بسیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 110اگلی نظمچون شمع یک آغشتهٔ تنها بنمایدر سوز به روز برده شبها بنمایعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 112ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای شمعِ جهان فروز! در هر نفسیاز پرتو تو بسوخت پروانه بسیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 110
اگلی نظمچون شمع یک آغشتهٔ تنها بنمایدر سوز به روز برده شبها بنمایعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 112