عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 26شمارهٔ 26شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: هرنتواندبودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجان معنی لطف و قهر نتواند بوددانندهٔ سرِّ دهر نتواند بود2نقل کریںچون هر که چشید زهر در حال بمردکس واقف طعم زهر نتواند بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن قوم که جامه لاجوردی کردندبر گرد بزرگی همه خردی کردندعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 25اگلی نظمهم قصّهٔ یار میبنتوان گفتنهمه غصهٔ کار میبنتوان گفتنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 27ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن قوم که جامه لاجوردی کردندبر گرد بزرگی همه خردی کردندعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 25
اگلی نظمهم قصّهٔ یار میبنتوان گفتنهمه غصهٔ کار میبنتوان گفتنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 27