عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 48شمارهٔ 48شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ویتوبرصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون باد همی نیاید از سوی تو برکی چشم افتد به پرتو روی تو بر2نقل کریںچون مینرسد دست به یک موی تو برآن به که دهم جان به سر کوی تو بر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجانا رخ چون تویی به حس نتوان دیدزر چون بینم به حس که مس نتوان دیدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 47اگلی نظمجان نتواند هیچ سزاوار تو گشتدل نتواند محرم دیدار تو گشتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 49ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجانا رخ چون تویی به حس نتوان دیدزر چون بینم به حس که مس نتوان دیدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 47
اگلی نظمجان نتواند هیچ سزاوار تو گشتدل نتواند محرم دیدار تو گشتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 49