عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 49شمارهٔ 49شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارتوگشتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجان نتواند هیچ سزاوار تو گشتدل نتواند محرم دیدار تو گشت2نقل کریںای بر شده بس بلند! کس نتوانددر گرد سراپردهٔ اسرار تو گشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون باد همی نیاید از سوی تو برکی چشم افتد به پرتو روی تو برعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 48اگلی نظمآواز به عشق در جهان خواهم دادپس شرحِ رُخِ تو بیزبان خواهم دادعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 50ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون باد همی نیاید از سوی تو برکی چشم افتد به پرتو روی تو برعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 48
اگلی نظمآواز به عشق در جهان خواهم دادپس شرحِ رُخِ تو بیزبان خواهم دادعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 50