عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 66شمارهٔ 66شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رداریہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: دامنی تر داریزیرا که نه رهرُوی نه رهبر داری2نقل کریںمن هر ساعت سری دگر در بازمتو ره نبری به سر که یک سر داری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: هر که مردی بودستسوزش چو من از غایتِ دردی بودستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 65اگلی نظمشمع آمد و گفت: آمدهام رنگ آمیزبر چهره ز ابر آتشین طوفان ریزعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 67زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای دل تو اگر هزار دلبر داریشرط آن نبود که دل ز ما برداریرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1727ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: هر که مردی بودستسوزش چو من از غایتِ دردی بودستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 65
اگلی نظمشمع آمد و گفت: آمدهام رنگ آمیزبر چهره ز ابر آتشین طوفان ریزعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 67