عطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: بمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر دم که زنم چو جانم آید به لبماز زندگی خویشتن اندر عجبم2نقل کریںعمرم همه صرف گشت در غصّه چنانکیک خوش دلیم نبُد که خوش باد شبم!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجان رفت و به ذوق زندگانی نرسیدتن رفت و به هیچ کامرانی نرسیدعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 16اگلی نظمبویی که به جان ممتحن میآیداز بهر هلاک جان و تن میآیدعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 18زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدایم ز طلب کردن خود در عجبمزیرا که زیادتست هر دم طلبمعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 48ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجان رفت و به ذوق زندگانی نرسیدتن رفت و به هیچ کامرانی نرسیدعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 16
اگلی نظمبویی که به جان ممتحن میآیداز بهر هلاک جان و تن میآیدعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 18
دایم ز طلب کردن خود در عجبمزیرا که زیادتست هر دم طلبمعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 48