عطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 56شمارهٔ 56شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل از طمع خام چنان بریان شداز آتش شوقی که چنان نتوان شد2نقل کریںجانی که ز قدر فخر موجوداتستدر راه غم تو با عدم یکسان شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر عشق نشان و خبر من برسیدوز گریهٔ خونین جگر من برسیدعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 55اگلی نظمهر لحظه دهد عشق توام سرشوئیتا من سر و پای گم کنم چون گوئیعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 57زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر جان گویم برآمد و حیران شدور دل گویم واله و سرگردان شدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 40ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر عشق نشان و خبر من برسیدوز گریهٔ خونین جگر من برسیدعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 55
اگلی نظمهر لحظه دهد عشق توام سرشوئیتا من سر و پای گم کنم چون گوئیعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 57
گر جان گویم برآمد و حیران شدور دل گویم واله و سرگردان شدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 40