عطار»مختارنامه»باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن»شمارهٔ 39شمارهٔ 39شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ینرسیصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای پای ز دست داده! در پی نرسینظّارهٔ جام کن که در مِی نرسی2نقل کریںتو هیچ نیی، در که توانی پیوست؟با توست بههم، چگونه در وی نرسی؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتو خفته وعاشقان او بیدارندتو غافل و ایشان همه در اسرارندعطار»مختارنامه»باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن»شمارهٔ 38اگلی نظمدل بستهٔ روی چون نگار او کنجان بر کف دست نه، نثار او کنعطار»مختارنامه»باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن»شمارهٔ 40ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتو خفته وعاشقان او بیدارندتو غافل و ایشان همه در اسرارندعطار»مختارنامه»باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن»شمارهٔ 38
اگلی نظمدل بستهٔ روی چون نگار او کنجان بر کف دست نه، نثار او کنعطار»مختارنامه»باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن»شمارهٔ 40